تبلیغات
yaspanda - سد یا سکو؟
 
yaspanda
خیلی هم عالی.......
دوشنبه 1 آبان 1391

در زمان های گذشته٬پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم راببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه٬بی تفاوت از کنار صخره می گذشتند.بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد.حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ...با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.

غروب٬یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود٬نزدیک سنگ شد.بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد.

ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود٬کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:

"هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی شما باشد!"


امید.امید.امید و بازم امید

ذکر هر روزت باشد





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : منبع:کتاب تو تویی؟، داستان، جالب، سد یا سکو؟،
لینک های مرتبط : خودم،
سه شنبه 24 مرداد 1396 12:56 ب.ظ
My brother suggested I might like this website.
He was totally right. This submit actually made my day.
You cann't consider just how much time I had spent for this information! Thanks!
پنجشنبه 12 مرداد 1396 08:55 ق.ظ
I think this is among the most important info for me. And i am glad reading your article.

But should remark on some general things, The website style is wonderful,
the articles is really excellent : D. Good job, cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه